تبليغاتX
بلور رویا.....
بلور رویا.....
صد سال بعد از مرگ من,گر بشگافی قبر من,خواهی شنید از لب من,دوست دارم ای عشق من
داشتم از تو مي نوشتم
 
 
اگر کسی می گوید که برای تو میمیرم دروغ می گوید حقیقت را کسی میگوید که برای تو زندگی می کند
فقط میخوام بگم که خیلی دوست دارم ای عشقم ای ..........................................
داشتم از تو مي نوشتم                  از تو اي عشق هميشه
مي نوشتم روي كاغذ                    زندگي بي تو نميشه
مي نوشتم كه شب من                    باز به ياد تو سحر شد
زندگيِ من با عشقت                     با خيال تو به سر شد
ديگه حتي اگه امشب                    تو نباشي به كنارم
فكر نميكنم بتونم                         تا سحر دووم بيارم
عاشقت شدم ميتوني                     اينو از نگام بخوني
چي ميشه اگه يه روزم                 تو بياي با من بموني
عمر من رفته ز دستم                   ميدوني عاشقت هستم
بخدا ديوونتم من                         پاي اون چشات نشستم
تو بخون از ورق خيس                 علتش اشك چشامه
اون پرنده ي چشات باز                ميدوني توي هوامه
بد جوري هواتو كردم                   چرا حالم نمي پرسي؟
عشق من منو نگاه كن                    جون هر كي مي پرستي
وقتي رد ميشم دوباره                   از همون كوچه ي شبها
كوچه اي كه اولين بار                 كرد دلم رو با تو آشنا
بد جوري گريم مي گيره                كه من اينجام ولي افسوس
تو ديگه نيستي كنارم                    كه بگي پاي من بسوز
ديگه بايد از همينجا                     هر چي خاطرست بميره
تو پي زندگي رفتي                      نبايد دلم بگيره 
|+| نوشته شده توسط معشوقه در چهارشنبه دهم مرداد 1386 ساعت 22:3 |

داشتم از تو مي نوشتم
 

وقتی که می رفتیم با پای پیاده گفتی فقط

یادت باشه یه دوستی ساده هیچ حسی

نباشه هیچ عشقی نباشه یه خواستیم

جدا بشیم بریم خیلی ساده اون بارون

چشمام تمومی نداره اخه دلم برای

تو یه بیقراره گفتی نمی خوامت

عاشقت نمی شم گریه هاتم

دیگه برام فایده نداره دید

که عاشقت کردم

خودت گفتی که

فکر نمیکردم

اینجوری

عاشقت بشم

ولی دیدی که عاشقت

کردم اما من واسه تو میمردم

دوستم نداشتی غصه میخوردم اخرش

دل تو رو بردم گفتی منو میخوای چیکار تنها برو

هر جا میخوای .واسه تو میمردم غصتو میخوردم یواشکی

عکستو با خودم میبردم تا صبح میشستم کنار

عکست بیدار میموندم غصتو میخوردم

دیدی که عاشقت کردم خودت

گفتی که فکر نمیکردم

این جوری عاشقت

بشم ولی دیدی

که عاشقت

کردم.

|+| نوشته شده توسط معشوقه در چهارشنبه دهم مرداد 1386 ساعت 21:59 |

دوستت دارم
 

دوستت دارم ، نه به خاطر شخصيت تو ، بلكه به خاطر شخصيتي كه من در هنگام با تو بودن پيدا مي كنم
هيچ كس لياقت اشكهاي تو را ندارد و كسي كه چنين ارزشي دارد باعث اشك ريختن تو نمي شود

اگر كسي تو را آن طور كه مي خواهي دوست ندارد ، به اين معني نيست كه تو را با تمام وجودش دوست ندارد
دوست واقعي كسي است كه دستهاي تو را بگيرد ولي قلب تو را لمس كند
بدترين شكل دلتنگي براي كسي آن است كه در كنار او باشي و بداني كه هرگز به او نخواهي رسيد

هرگز لبخند را ترك نكن ‚ حتي وقتي ناراحتي چون هر كس امكان دارد عاشق لبخند تو شود

تو ممكن است در تمام دنيا فقط يك نفر باشي ، ولي براي بعضي افراد تمام دنيا هستي
هرگز وقتت را با كسي كه حاضر نيست وقتش را با تو بگذراند ، نگذران
شايد خدا خواسته است كه ابتدا بسياري افراد نامناسب را بشناسي و سپس

شخص مناسب را ، به اين ترتيب. وقتي او را يافتي بهتر مي تواني شكرگزار باشي
به چيزي كه گذشت غم مخور ، به آن چه پس از آن آمد لبخند بزن
هميشه افرادي هستند كه تو را مي آزارند ، با اين حال همواره به ديگران

اعتماد كن و فقط مواظب باش كه به كسي كه تو را آزرده ، دوباره اعتماد نكني
خود را به فرد بهتري تبديل كن و مطمئن باش كه خود را مي شناسي قبل از آنكه

شخص ديگري را بشناسي و انتظار داشته باشي او تو را بشناسد
زياده از حد خود را تحت فشار نگذار ، بهترين چيزها در زماني اتفاق مي افتد كه انتظارش را نداري

|+| نوشته شده توسط معشوقه در چهارشنبه دهم مرداد 1386 ساعت 21:57 |

دل من عاشقته

دل من عاشقته - اما باور نداري
عاشق نگاهته - روي دل پا ميذاري
وقتي گفت عاشقته - راز زندگيشو گفت
تو يه چيزي گفتي كه - دل توي اين سينه مُرد
فهميدي كه عاشقه - جاي هيچ بهونه نيست
گفتي كه دير اومدي - دل توي اين خونه نيست
تو گناهي كردي كه - توبه راه چاره نيست
فكر مي كردي كه اونم - دلش پاره پاره نيست
دل من چه ساده باز - دنبال دلت اومد
چقَدَر عاشقونه - باز در قلبتو زد
پس ديگه جون خودت - سر كار نذار دلو
از تو خواهش ميكنم - تو نكُش باز اين دلو
جون هر كي دوست داري - اون عزيزترين كَست
راه بيا با دل من - جون اون هم نفست
قَسَمِت ميدم به ماه - به زمين و آسمون
لا اقل تو نميري - بيا پيش من بمون
اون خدا شاهدمه - كه چشام خواب نديدن
از زماني كه چشام - چشماي تورو ديدن
حالا من چي كار كنم؟ - كه تو باورت بشه
بدوني عاشقتم - دلم ياورت بشه
گفتي كه فرصت بده - دو سه روزي فكر كنم
كه بفهمم من ديگه - حالا بايد چي كار كنم
دو سه روزتم گذشت - شد يه ماهي و يه سال
تا يه روز دل خودم - واسه قلبت نامه داد
كه چرا نيومدي - كه بگي دوسم داري
نكنه ميخواي بري - منو تنها بذاري
گفتي رفتم عزيزم - دير سراغم اومدي
قلبمو دزدين و - تو بازم نيومدي
حالا من ياري دارم - عشق و همراهي دارم
برو ديگه تو نيا - كه باهات كار ندارم
نديدي دلم چطور - دود شد و رفت به هوا
حالا بي دل شدم و - عشق تو توي نگاه
جاي اون دلم حالا - قلوه سنگ سختيه
تا ديگه عاشق نشم - مايه ي بدبختيه!

|+| نوشته شده توسط معشوقه در چهارشنبه دهم مرداد 1386 ساعت 21:55 |

وای
 

  که چقدر سر انگشت خسته بر بخار این پنجره ها کشیدم و ...تو نیامدی
نیامدی تا ببینی که بی تو چه تنهایم
نیامدی که شاید وجدانت راحت بماند
تا یادت نیاید که چه قولها دادی و چه قسم ها خورده بودی
نیامدی تا نشنوی تمام وجودم فریاد میزند بی معرفت ترین دوست دنیا هستی
تا یادت نیاید که روزگاری من تمام دنیات بودم
اما تمام اینها باعث نخواهد شد تا تقدیر فراموش کند بی مهری ات را
من شاید بتوانم باز هم سکوت کنم
اما مطمئنم روزگار و بازیهایش نه
نگرانم
نگرانم برای روزهایی که میایند تا از تو تاوان بگیرند
نگرانم برای پشیمانی ات زمانی که هیچ سودی ندارد
تو مرا فراموش خواهی کرد
من منتظر شکستنت نیستم
نفرین هم نمیکنم
اما میدانم که این برای فرار از سرنوشت کافی نیست
نمیدانم هنوز هم میتوانی مثل قدیم بخندی
اینجا همیشه سرد است
همیشه همیشه حالم خوب نیست
اما هرگز دیگر گرمایی از وجودت طلب نخواهم کرد
بی من بمان تجربه کن یاری دگر را گرمی دستی دیگر را
بخاطر هم نیاور مرا اگر اینگونه راحتی
بخند به همه بگو که شادی
ولی من که میدانم
میترسم برای روزهایی که میایند برای تو
چهارشنبه که بیاید اولین سالیست که تولدت را تبریک نمیگویم
و هفت روز بعدش که بازهم چهارشنبه است اولین اسفندی است که نیستی
تا تولدم را تبریک بگویی
بهار که بیاید دیگر همه اولین بی تو بودن ها را یکبار تجربه کرده ام
اولین عید اولین باران بهاری اولین تابستان
میبینی
باور کردنش سخت است اما باور باید کرد
بخند شاد باش برای دلی که شکستی
برای حریم حرمتی که زیر پا گذاشتی
اسم تو صورت تو و یاد تو
تنها یک چیز را بخاطر من میاورد دروغ را
تو یک دوست را از دست دادی و من دشمنم را شناختم
راستی میتوانی بگویی چه کسی ضرر کرده؟

|+| نوشته شده توسط معشوقه در سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386 ساعت 19:32 |

عشق

 

قشنگ ترین روز زندگیم روز به تو رسیدن بود

قشنگ ترین روز زندگیم روز به تو رسیدن بود

آمدی و بهار زندگیم شدی

عشق را با تو تجربه کردم و قلبم را با تمام وجود تقدیمت نمودم

نام تو را بر دفتر قلبم نوشتم

و از اینکه با منی و جزئی از زندگی من شدی

احساس غرور و سربلندی می کنم

یاد تو همیشه در ذهنم

عشق تو همیشه در قلبم

و محبت تو همیشه در وجودم جاریست

با تمام وجود دوستت دارم

امید من آنست که در گلشن هستی چون غنچه گل با لب پر خنده بمانی.

چون زهره به پیشانی عالم بدرخشی تاجی شوی و بر سر آینده بتابی.

امیدوارم لحظه های شاد بودن گریه هامان خنده هامان و

روزگار دوستیمان را تا ابد یاد داشته باشی

 

عشق يعني خون دل يعني جفا

عشق يعني درد و دل يعني صفا

عشق يعني يك شهاب و يك سراب

عشق يعني يك سلام و يك جواب

عشق يعني يك نگاه و يك نياز

عشق يعني عالمي راز و نياز

عشق يعني تا ابد فاني شدن

عشق يعني عابد و زاهد شدن

عشق يعني همچو ليلا خون شدن

یا چو مجنون راهی صحرا شدن

عشق یعنی تیشه فرهاد ها

عشق یعنی عالم فریاد ها

عشق یعنی زخم کوه بیستون

عشق یعنی ناله های درد و خون

عشق یعنی در جهان رسوا شدن

عشق یعنی یکه و تنها شدن

عشق یعنی التماس و انتظار

عشق یعنی تا ابد با من بمان

 

سازنده ترين كلمه گذشت است

پرمعني ترين كلمه " ما " است ... آن را به كار ببر

عميق ترين كلمه "عشق" است ... به آن ارج بنه.

بي رحم ترين كلمه "تنفر " است ... از بين ببرش.

سركش ترين كلمه" غرور است... با آن بازی نکن

خودخواهانه ترين كلمه " من " است... از آن حذر كن.

ناپايدارترين كلمه " خشم" است... آن را فرو ببر

 

|+| نوشته شده توسط معشوقه در چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386 ساعت 12:1 |

نامه ای بر اب و بر باد

وای که چقدر سر انگشت خسته بر بخار این پنجره ها کشیدم و ...تو نیامدی
نیامدی تا ببینی که بی تو چه تنهایم
نیامدی که شاید وجدانت راحت بماند
تا یادت نیاید که چه قولها دادی و چه قسم ها خورده بودی
نیامدی تا نشنوی تمام وجودم فریاد میزند بی معرفت ترین دوست دنیا هستی
تا یادت نیاید که روزگاری من تمام دنیات بودم
اما تمام اینها باعث نخواهد شد تا تقدیر فراموش کند بی مهری ات را
من شاید بتوانم باز هم سکوت کنم
اما مطمئنم روزگار و بازیهایش نه
نگرانم
نگرانم برای روزهایی که میایند تا از تو تاوان بگیرند
نگرانم برای پشیمانی ات زمانی که هیچ سودی ندارد
تو مرا فراموش خواهی کرد
من منتظر شکستنت نیستم
نفرین هم نمیکنم
اما میدانم که این برای فرار از سرنوشت کافی نیست
نمیدانم هنوز هم میتوانی مثل قدیم بخندی
اینجا همیشه سرد است
همیشه همیشه حالم خوب نیست
اما هرگز دیگر گرمایی از وجودت طلب نخواهم کرد
بی من بمان تجربه کن یاری دگر را گرمی دستی دیگر را
بخاطر هم نیاور مرا اگر اینگونه راحتی
بخند به همه بگو که شادی
ولی من که میدانم
میترسم برای روزهایی که میایند برای تو
چهارشنبه که بیاید اولین سالیست که تولدت را تبریک نمیگویم
و هفت روز بعدش که بازهم چهارشنبه است اولین اسفندی است که نیستی
تا تولدم را تبریک بگویی
بهار که بیاید دیگر همه اولین بی تو بودن ها را یکبار تجربه کرده ام
اولین عید اولین باران بهاری اولین تابستان
میبینی
باور کردنش سخت است اما باور باید کرد
بخند شاد باش برای دلی که شکستی
برای حریم حرمتی که زیر پا گذاشتی
اسم تو صورت تو و یاد تو
تنها یک چیز را بخاطر من میاورد دروغ را
تو یک دوست را از دست دادی و من دشمنم را شناختم
راستی میتوانی بگویی چه کسی ضرر کرده؟

|+| نوشته شده توسط معشوقه در دوشنبه بیستم فروردین 1386 ساعت 19:21 |

کبوتر دل

بار کبوتر دلم پر زده در هوای تو
می کشدم به هر طرف جاذبه وفای تو

در سفری دوباره ام، سوخته چون ستاره ام
آه که آتش درون، شعله زد از نوای تو

گر چه جوان دویده ام، پیر به تو رسیده ام
تا به کجا کشد مرا، غربت ماجرای تو

ساز دل شکسته ام  مویه رداغ می کند
بغض زمان گرفته از گریه بی صدای تو

در شب بی خروش من ، چنگ غریب عشق کو
تا به نوای غم زند ، نغمه آشنای تو

از سر سجده گاه دل، سوخته جان نشسته ام
تا دم آخرین نفس بر لب من دعای تو

 
|+| نوشته شده توسط معشوقه در دوشنبه بیستم فروردین 1386 ساعت 19:17 |